الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )

592

كشكول شيخ بهائى ( فارسى )

1433 - راز توحيد و أنت مع اللّه في جانب * قليل الرقاد كثير التعب كأنك وحدك وحدته * و دان البرايا بابن و اب ( ابو طيب ) * * * و تو با خداوند هميشه به كنارى هستى و با خداوند خويش به راز و نياز مشغولى ؛ همواره بيدارى و خستگى تو بسيار . گويى به تنهايى تو خداوند را يكى دانسته‌اى و به توحيد او رسيده‌اى و همگان براى او پسر و پدرى قائل هستند و دين آن‌ها شرك است . 1434 - آماده باش « مسلم بن وليد » با اين شعر مدح « ابن مزيد شيبانى » را گفته : تراه في الامن في درع مضاعفة * لا يؤمن الدهر ان يدعي على عجل لا يعبق الطيب خديه و مفرقه * و لا يمسح عينيه من الكحل * * * او را مىبينى كه در حالت صلح همواره زره‌اش را دو برابر مىنمايد و به روزگار و زمانه هيچ‌گاه اطمينان ندارد و آن را به خودش وانمىگذارد . هيچ‌گاه بوى خوش عطر از گونه‌ها و سرش نمىخيزد و هيچ‌گاه سرمه در چشم نمىكشد . ( كنايه از اين‌كه همواره آماده جنگ است ) . نقل شده : هارون الرشيد بعد از استماع اين اشعار ، « ابن مزيد شيبانى » را طلب كرده ، ديد كه لباس سرخ پوشيده ، گفت : چرا مادح خود را تكذيب نموده كه گفته : « تراه فى الامن فى درع مضاعفة » « او را در امنيت ، پوشيده در زره مىبينى » همان دم در حضور ، كشف لباس نموده ، ديد كه زره را در زير لباس پوشيده . چون هارون ، حال بر اين منوال ديد ، مبلغ پنجاه هزار دينار به رسم جايزه به ابن مزيد و پنجاه هزار دينار به مسلم عطا نمود . گويند مسلم در نزد ابن مزيد شيبانى بسيار معزّز و مكرّم بود . چون با شعر خود او را از تطبيب و تكحيل منع و از عدم بقاى عمر تخويف نمود ، كس او را مطيّب و مكحّل نديد و مىگويند او در زمان خود بيش از هركس بوى خوش استفاده مىنمود و بعد از اين امر ، مىگفت : خدا بين من و بين مسلم حكم كند كه بر من دوست داشتنىترين چيز را حرام نمود .